تبليغاتX
بچه هاي كتاب

 » » »  هیچ وقت پُز کتاب هایی را که خوانده اید ندهید . به کتاب هایی که نخوانده اید فکر کنید !

 

  عضويت در بچه های کتاب
بسم ا...
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو مطالب
 
 یک جای خوب
برای یافتن کتاب های خوب
----------------------------------
مرکز توزیع کتب متعهد
و
آثار جبهه ی فرهنگی انقلاب
----------------------------------
استان فارس - شیراز
خیابان زند - روبروی خیابان انوری
جنب بانک ملی شعبه کوثر
پاساژ صاحب الزمان (عج)
پلاک شش
صندوق پستی : 176 - 71955
تلفکس : 2305944-0711
وبلاگ





Powered by WebGozar

پیوندها
::واحد انتشارات كانون فرهنگي رهپويان وصال-خواهران::

کانون فرهنگی رهپویان وصال - شیراز
پیوند ها

سایت های خبری

::واحد مرکزی خبر::
::خبرگزاری فارس::
::سرخط::
::شریف نیوز::

کتــــــاب

::کتاب نیوز::

تبلیغات

رسم انتظار

سلام.

فعال نیستیم قبول ولی فعلا بد دست تنها هستیم...

البته قراره چند نفری لا اقل توی وب کمکمون کنند ... البته اگه اونا هم کم نیارن یا ...

..........

سفر غريب

نویسنده: مجتبی رحماندوست .

تعداد صفحات: 277 قيمت: 2100 تومان

شابک: 8 ـ 145 ـ 506 ـ 964

نوبت چاپ: اول:1385 شمارگان: 2200

معرفی کتاب:


كتاب حاضر، سفرنامه حج است از مجتبي رحماندوست كه با قلم روان، ساده و ساختار داستاني محكم نوشته شده است.
آغاز اين سفر معنوي در اواخر تابستان 1361 پس از سه سال و نيم از انقلاب اسلامي از هياهوي تبليغات غرب عليه ايران و عراق، شروع شده است. اين سفر كه هشتاد روز طول مي‌كشد، ضمن زيارت خانه خدا و عتبات عاليات عربستان، سر از اردن، سوريه و تركيه در مي‌آورد. زائرين در مكه و مدينه از قلعه خيبر، تبوك، ربذه، مزار ابوذر، تعدادي از شهرهاي اردن، سوريه و تركيه ديدن مي‌كند كه شرح آن به طور مفصل در كتاب آمده است. نويسنده 23 سال پيش كه اين سفرنامه را نوشته است، بنا بر فضا و مقتضيات آن زمان، با ادبيات انقلابي نگاريده كه پس از حذف توصيفات و ادبيات ويژه آن روزها، هنوز مي‌توان رنگ و بوي ويژه آن روزگار را ديد و حس كرد كه لحظات خوشي بوده است آن روزها. وي در مقدمه كتاب، ادبيات سال 1361را بخشي از تاريخ انقلاب اسلامي دانسته است كه ناگزير از حفظ آن بوده است ولو به صورت جزئي. وي در اين سفر از روزهايي مي‌گويد كه نگاهها به ايران و انقلاب اسلامي، با شك و ترديد همراه بوده‌اند، در برخي زمانها و مكانها، چيزي غير از آنچه انتظار مي‌رفت. رحماندوست در اين كتاب از غم غريبي گفته است كه همانند انقلاب و رهبر بزرگ آن عجيب و غريب مي‌نمود و جهان را در شك و بهت عظيم فرو برده بود. وي در مقدمه‌اش مي‌نويسد در عربستان خيلي غريب بوديم. صدام آشناي سعوديها و اردنيها بود و ما بيگانه بوديم. كتاب حاضر براي آناني كه در آن روزگار نبودند به ويژه نسل جوان راهنماي خوب است تا با درك آن، به ترسيم فضاي آن روزها پرداخته و از غم غريب و رنج مضاعف كه بر ايرانيان رفته است آگاه شوند كه همين تلخيها و شيريني‌هاست كه تاريخ اين مرز و بوم را رنگي و زيبا و يگانه ساخته‌اند. كتاب حاضر، ضمن تاريخ گونگي آن راهنمايي است براي آناني كه هواي سفر دارند و يا در پي احوال كشورهاي عربي ـ اسلامي‌اند تا با نويسنده به سير و سفر به كشورهاي عربي و تركيه پرداخته‌ و از سرنوشت بزرگان دين الهي آگاه شوند كه در كجا در خاك پاك آرميده، چه كرده‌اند و باكي بوده‌اند. خواندن اين كتاب، نعمت است بزرگ در شناخت ادبيات سفرنامه‌نويسي ديني ـ مذهبي كه خوش سبك است و رسا زباني.

 

.........

پري ستاره‌ها

نویسنده: قادر طهماسبی .

تعداد صفحات: 273 قيمت: 2500 تومان

شابک: 9ـ 167 ـ 506 ـ 964 قطع: رقعي

نوبت چاپ: اول:1385 شمارگان: 1100

معرفی کتاب:

كتاب حاضر، مجموعه غزلهاي قادر طهماسبي (فريد) شاعر معاصر است كه در 273 صفحه و سه دفتر (سيب و گل و ستاره، پري ستاره‌ها و عشق بي‌غروب) گرد آمده است. غزلهاي فريد كه در اين مجموعه گرد آمده‌اند جداي از دستاوردهاي زباني و دايرة فرهنگ‌مداري، عمق عاطفي آنهاست كه نخستين كارگاه آفرينشگري ذهن خيال او به شمار مي‌رود. در كارگاه خيال او رسانايي و تأثرگذاري را كه برخاسته از روح زلال و بي‌پيرايه اوست مي‌توان به زيباي تمام احساس كرد.

اي ماه خودپرست! پرستار من كجاست؟
آه اي ستاره سحري! يار من كجاست؟
خود را مگر چو اشك بريزم به پاي او
اي آسمان! فرشتة بيمار من كجاست؟
ناهيد را به خوشه پروين گره زنيد
روشن‌كننده تا گره كار من كجاست؟
اي شب! به روشنان ضميرت بگوكه امشب پري ستاره، پرستار من كجاست؟

شعر فريد با همة سختيها و پختگيهاي كار شاعر، واجد نوعي بازيگوشي گاه غريزي و فطري و گاه آگاهانه و عامدانه است كه حتي گاه در نتيجه آفرينش متن، اين (كودك فرزانگي) تا درك و احساس مخاطب نيز تسري مي‌يابد. كه در آن وقت، ديگر گفت‌وگو در ميان آيينهاي درويشي جايش خالي مي‌ماند كه از پاكي و يگانگي فريد و شعرهايش حكايت دارد.

پديد نيست شب انتظار را پايان
چنان كه گريه بي‌اختيار را پايان
كجاست رسم عيادت كه سخت بيمارم
ز درد سوختم اي انتظار را پايان
تو آفتابي و دنيا نشسته در ظلمات
بتاب اي شب گيسوي يار را پايان

در شعرهاي فريد به وضوح مي‌توان امتزاج سبكهاي هندي، عراقي و خراساني را به همراه بسياري از دستاوردهاي نيمايي و پس از آن يافت. اين گونه‌ها را مي‌توان با فخامت تمام و جديت كمال در مثنويها و غزلهاي وي مشاهده كرد.

اي اشك اي ستاره دريايي
امشب چرا به چشم نمي‌آيي و ...

شعرهاي شاعر پر از ارادت قلبي و رشحات خوش رنگ رگهاي عاطفي اوست. او از اهالي رؤيت است و از همين ديدارها و به تعبير خودش پروازهاست كه قصه حكايت مي‌كند. اين خيال‌بندي گرماي بزم شعرش را دو چندان كرده است. شعرهاي وي خوش‌تراش و خوش‌نشين است.

شهادت مي‌دهند آيا لبانت بوسة ما را
تلاوت كن بگو، باري طبابت كن، بگو چاقو!

پري ستاره‌ها دريافت عرض نياز و مفاهمه رب‌النوع فرحزاد زيبايي معنوي است كه شاعر گويا در سرايش شعرش در كار برپايي نماز شكرانه شعر است. اين دريافت و مفاهمه با رب‌النوع فرحزاد، شعرهاي او را امتياز و مانايي بخشيده است.

 

......................

كنار رود خي‍ّن

نویسنده: اشرف السادات مساوات .

تعداد صفحات: 132 قيمت: 1100 تومان

شابک: 3 ـ 750 ـ 471 ـ 964 قطع: رقعي

نوبت چاپ: پنجم:1385 شمارگان: 2200

معرفی کتاب:

كتاب حاضر، ياداشتهاي روزانه خانم اشرف‌ السادات مساوات (سيستاني) است كه در 118 صفحه گرد آمده است. اين يادداشتهاي كوتاه قصه دور دراز مادري است كه به دنبال گمشدة خود مهرداد ـ مثل آب در تن خاك جاري مي‌شود. كنار رود خي‍ّن هم نام اين كتاب است و هم بستر مهرداد شهيد. مرد پيكار جوي بزرگ شانزده ساله‌اي با پيراهن بسيجي و تيرهايي بر پيشاني، كه هشت سال بر اين بستر سرد آرام خفته بود.
خانم سيستاني در اين كتاب، ياد آن روزهاي جاري در تن اين خاك را پيش چشمان ما به نمايش گذاشته است. روزهاي سخت انتظار مادري كه در يك روز لباس بسيجي به تن فرزند شانزده ساله‌اش مي‌كند و او را در سن و سال كه بايد مدرسه مي‌رفت به مدرسه جنگ مي‌فرستد، مدرسه‌اي كه از هر مدرسه و دانشگاهي گيراتر و پرمحتواتر است. مدرسه‌اي كه انسان ساز است و انسانيت در آن به تمام معنا جلوه‌گر مي‌شود. «من يادداشتهايي از خاطراتم را پيشكش دوستداران فرهنگ حماسه و شهادت مي‌كنم؛ بدان اميد كه گوشه‌اي از ناگفته‌هاي روزهاي دفاع مقدس را بيان كرده باشم.»
از متن كتاب مي‌خوانيم: امروز مهرداد از مدرسه مي‌آيد و مي‌گويد: «مادر مي‌خواهم بروم جبهه» مي‌گويم: نه سن تو كم است. الآن موقع امتحانات ثلث دوم است صبر كن! اين جنگ به زودي تمام نمي‌شود و ما حالاحالاها جنگ داريم. دشمن ما كه به اين زودي دست بردار نيست. «مهرداد سال 1344، شب 17 اسفند به دنيا مي‌آيد. وقتي امام (ره) به ايران مي‌آيد، 13 ساله است و موقعي كه مي‌رود، سال سوم رشتة رياضي است» مهرداد سرآسيمه مي‌آيد و مي‌گويد «براي آزادي خونين شهر احتياج به نيرو هست و من ديگر نمي‌مانم» مادر! من مي‌دانم چه كار كنم.
كنار خانة خدا، گوسفند را به خاطر خدا قرباني مي‌كنند؛ مگر من از گوسفند كمترم» مادر شما رضايت‌نامه را بنويس، كافي است. نامه را امضاء مي‌كنم. صبح روز بعد، دو عدد نان مي‌گيرد و مي‌آيد خانه، ولي صبحانه نخورده مي‌رود، و فراق شروع مي‌شود. سه‌شنبه 21 ارديبهشت سال 61‌ ـ اولين اتوبوسي كه از لانه جاسوسي خارج مي‌شود، چشمم كه به او مي‌افتد، قلبم مي‌لرزد، مي‌گويم: «مهرداد رفت! ...» شنبه 15 خرداد 61 ـ مي‌گويم مهرداد شهيد شده آقاي بخشي مي‌گويد: «شما كه ماشاءالله روحيه‌ات خوب است» عفت خانم مي‌گويد: «انا لله و انا اليه راجعون» ولي مهرداد مفقود شده بود. و بالاخره بعد از 8 سال و 4 ماه و 16 روز كه از شهادت مهرداد مي‌گذرد، به جمع عمليات بيت‌المقدس مي‌پيوندد و جسد او را در قطعة 26، رديف 84 ، شمارة 35 به خاك سپرده مي‌شود.

..................................

يك دريا ستاره

نویسنده: قاسم یاحسینی .

تعداد صفحات: 164 قيمت: 1500 تومان

شابک: 4 ـ 147 ـ 506 ـ 964 قطع: رقعي

نوبت چاپ: سوم: 1385 شمارگان: 2200

معرفی کتاب: كتاب حاضر، مجموعه خاطرات زهرا تعجب، همسر شهيد مسعود (حبيب) خلعتي، ناو استوار يكم است كه در 164 صفحه و دوازده فصل گرد آمده است. پايان كتاب مزين به عكسهاي آن شهيد و زهرا تعجب است كه در سنگرهاي جنوب در كنار هم جنگ را تجربه كرده‌اند و پيروزي حق بر باطل را به چشم سر ديده‌اند.
ناو استوار يكم مسعود (حبيب) خلعتي از شهداي نيروي دريايي است. او در درگيري با نيروهاي آمريكايي كه در خليج فارس مستقر بودند، پس از نبرد مردانه و جانانه به شهادت رسيد. سركار خانم زهرا تعجب همسر اين شهيد دريايي است. وي در اين خاطرات از دوران كودكي و خانواده‌اش در آبادان ياد مي‌كند و دربارة خانواده‌اش مي‌گويد كه در روزگاران كه شناسنامه صادر مي‌شد وقتي به پدربزرگ او پيشنهاد نام خانوادگي ‌دادند، قبول نمي‌كرد تا اينكه صادركننده گفته بود، تعجب كردم از اينكه هيچ يكي را قبول نكردي، پدربزرگ مي‌گويد: آه، همين درست است «تعجب»، از آن پس نام خانوادگي آنان به تعجب گره خورده‌اند. با خواندن خاطرات زهرا تعجب، نمي‌توان تعجب خود را از دلاوريها، رشادتها و همكاريهاي وي با همسرش را در جبهات جنگ نهان كرد. وي متعجبانه در تمام دوران زندگي‌اش، دست از مبارزه بر نداشته و تا كنون پايدار به آن است. مبارزه وي به قول خودش پاسداري از خون شهيدان به ويژه همسرش خلعتي است. خانم تعجب در دوران دبيرستان به جمع مبارزان دانش‌آموزي ضد شاه در مي‌آيد و در زمان قيام مردمي و انقلاب اسلامي بر اين مبارزه پايدار مي‌ماند در دوران پس از انقلاب به كميته‌هاي زنان انقلابي مي‌پيوندد و سپس با حبيب خلعتي آشنا مي‌شود كه مثل خود او از سرسپردگان انقلاب و ياران امام (ره) به شمار مي‌رفت. آن دو در كنار هم به مبارزه بر ضد بازماندگان طاغوت و نيروي بعثي مي‌پردازند كه سرانجام به شهادت حبيب خلعتي مي‌انجامد. خانم تعجب در اين خاطرات از زندگي خود و مسعود گفته و از دوراني ياد كرده است كه در شهر زادگاهش آبادان، در كنار همسرش ماهها را سپري كرده و شريك نبردهاي او عليه عراقيها بوده است.
اين كتاب پس از ده جلسه گفت‌وگو با راوي حاصل آمده و سپس توسط خود وي بازبيني و كامل شده است. كتاب «يك دريا ستاره» به خوبي روي ديگر سكه جنگ و مقاومت مردم ما را نشان مي‌دهد و به خوبي كلمه‌ها، جمله‌ها، رنجها و اميدهاي زن ايراني در دوران دفاع و پس از آن را در برابر چشمان ما به نمايش مي‌گذارد.

 

.....................................

البته حد اقل ۳۰ عنوان کتاب جدید در سالروز آزاد سازی خرمشهر چاپ شده کده بعدا معرفی میکنیم.....

[+]  نوشته شده توسط بچه هاي كتاب در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 در ساعت | |

سلام

 

 بدون مقدمه چند تا کتاب قرو قاطی معرفی میکنم:

 

== کتاب شعاعی از نیر اعظم  ،

این کتاب رهیافتی به منظومه فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره پیامبر گرامی اسلام (ص)  است که با گلچینی از بیانات معظم له ، به تحلیل و تبیین زندگی وشخصیت رسول مکرم اسلام پرداخته است .

این کتاب  شامل بخشهایی مانند : ویژگی های رسول اعظم ، ویژگی های عصر بعثت ، بعثت پیامبر ، وقایع خاص در تاریخ پیامبر اکرم ، پایه گذاری تمدن اسلامی ، نقش اهلبیت در نهضت نبوی ، انواع تعامل با پیامبر اکرم و وظایف مسلمانان نسبت به ایشان می باشد .

این مجموعه که حاصل پژوهش گروهی از محققان و فضلای حوزه علمیه قم است ، با نظارت و هدایت موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی تدوین شده و توسط انتشارات سروش در سال پیامبر اعظم مجال نشر یافته است .

 

 

 

 

== کتاب رمان آنک آن یتیم نظر کرده

 

کتاب «آنک آن يتيم نظر کرده» رمان زندگى پيامبر اسلام (ص) نوشته «محمدرضا سرشار» می باشد .اين رمان زندگى حضرت محمد (ص) را از تولد تا بعثت به تصوير کشيده است. داستان اين‌گونه آغاز مى‌شود: - زمزم را حفر کن. - زمزم چيست؟ - آنى که آبش نه مى‌گندد و نه کاستى و پايان مى‌پذيرد. آن‌ را بکن و انبوه حاجيان را سيراب کن. -کجاست؟... کجاست؟... از محل آن مرا با خبر سازيد- ! در حرم است. جاى آن از خون و سرگين پوشيده است. - نشانه‌هاى بيشتر... از آن، به من نشانه‌هايى بيشتر بدهيد. - محل لانه‌هاى موران. آنجا که کلاغى سياه و سپيد، نوک بر زمين مى‌کوبد. - من... کتاب «آنک آن يتيم نظر کرده» با 260 صفحه، شمارگان 1100 نسخه از سوى انتشارات «به نشر» در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. اين رمان در دومين جشنواره قصه‌هاى قرآني، موفق به کسب رتبه اول بخش داستان بلند و رمان تاليفى شده است.

 

 

 

== قصه سنگ و خشت

 

قصه سنگ و خشت : گزینه شعر / محمد کاظم کاظمی

تهران. انتشارات نیستان . 84

1384 : چاپ دوم

 قصه سنگ و خشت مجموعه شعری است از  محمدکاظم کاظمی که اصلاً اهل افغانستان است.ولی مثل همه افغانی هایی که ما می شناسیم و برای کاربه ایران آمدند نیست.او اهل عملگی و فعلگی وهمه آن مهارتهایی که کارگران افغانی دارند نیست اما اهل شعروقلم ونقد وتحلیل هست.جالب اینکه او دراین تبعیدی خود خواسته  ارتباط قبلی و قلبی خویش را با زادگاهش ازبین نبرده است.اواگرچه خودش اینجاست اما دلش آنجاست.این نکته را ازخلال بسیاری شعرهایش می توان فهمید.درشعرهایش چندوچون افغانی بودن را خوب تصویرکرده است.مثنوی بازگشت اومعروف است:

«غروب درنفس گرم جاده خواهم رفت              پیاده آمده بودم،پیاده خواهم رفت»

سایر شعرهایش به نوعی شعرانقلاب افغانستان ،ومشتی نیز شعرهایی اعتراض گونه این روزهای عافیت مااست که گویی ازمشاهده این همه مصلحت اندیش و عافیت طلبی و بی اعتنایی به شعارها وراههای رفته مردان جنگ تحمیلی ،کلافه می شود.کاظمی جوان است .متولد 1346ودانشجوست.ازاوتا الان سه مجموعه شعربه چاپ رسیده است.«پیاده آمده بودم،»«قصه سنگ وخشت » دومجموعه مستقل منتشرشده اش هستند و«کفران»نیزکه وعده نشرش را داده است.درمیان غزلهای او غزلی هست درکتاب قصه سنگ وخشت ،که به نظر من بهترین دراین زمینه است واتفاقاً درراستای شعارهای دولت عدالت گسترفعلی نیزشنیدنش خالی از لطف نیست:

همسایه چشم برنرسد،صاحب زر است          چون صاحب زراست، یقیناً ابوذر است

کم کم به دست مرده دلان غصب می شود       باغی که درتصرف گلهای پرپراست

چون وچرا مکن که دراین کشتزاروهم         هرکس که چون نکرد وچرا کرد،بهتراست

صبح از مزارخط شکنان زنده می شود                شاعرهنوز درشکن زلف دلبراست

ای برده هرچه بوده،چه داری که پس دهی؟     اصلاً بیا وفرض کن امروز محشراست

گفتید لب ببند که با هم برادریم           من یوسفم، که است که با من برادر است؟

مادل به راهنمایی اینها نبسته ایم                پایی اگردراز کنی، جاده رهبراست

باسنگ ها بگو که چه اندیشه می کنند            حتی بدون بال کبوتر کبوتر است

شعرهای مجموعه سنگ و خشت بر اساس سال سروده شدن آنها چیده شده است که که اولین آن " سقفهای بی دیوار " از دی 67 تا آخرین آن " عموزنجیر باف " دی 82 است . با خواندن اشعار از ابتدای کتاب تا انتهای کتاب بطور محسوس متوجه سیر صعودی محتوا عبارات و مضمونهای شعری شاعر میشوی ؛ کاظمی در چند شعر پایانی کتاب ایده های بسیار زیبایی را بصورت جذاب، دلنشین  و ماهرانه ای به عالم نظم در آورده که یکی از زیباترین آنها سروده ای بنام  " شطرنج " است.

این پیاده میشود ، آن وزیر میشود                          صفحه چیده میشود ، دار و گیر میشود

این یکی فدای شاه ، آن یکی فدای رخ                     در پیادگان چه زود مرگ و میر میشود

...

قصه ی سنگ و خشت هم نام یکی از سرو ده هاست که کاظمی به نوجوانان کارگر هموطنش تقدیم کرده است .

 

وبلاگ محمد کاظم کاظمی :                    http://mkkazemi.persianblog.com

 

 

== من می گویم ، شما بگریید

 

مجموعه قویترین اشعار عاشورایی

با جمع آوری علیرضا قزوه

معرفی کتاب:

كتاب حاضر، مجموعه از مرثيه‌هاي عاشورايي است كه آن را علي‌رضا قزوه در 263 صفحه و پنج فصل آورده است. مرثيه‌هاي عاشورايي كتاب از سيف فرغاني، مولانا جلال‌الدين بلخي، محتشم كاشاني، اقبال لاهوري و شاعران صاحب اثر معاصر، همچون حميد سبزواري، محمدعلي مرادش و دهها شاعر معروف و مشهور معاصر و شاعران نوقلم، تشكيل شده است. علي‌رضا قزوه اين مجموعه را در پنج فصل و فصل اول آن به اين حسين كيست، با كربلا، با حسين، و فصل دوم را اي پدر جان همرهان بستند بار... به شهيدان هاشمي، حضرت علي‌اصغر، حضرت علي‌اكبر و حضرت ابوالفضل العباس(ع) اختصاص داده است. وي در فصل سوم به ناله عشق است و آتش مي‌زند (دمي با اصحاب وفادار امام حسين(ع)) و فصل چهارم را به گودال قتل‌گاه پر از بوي سيب بود يك شب و روز عاشورا) و فصل پنجم را به (زينب اسيري رفت و ما بر جاي بودمين) بعد از عاشورا اختصاص داده است و هر فصل با شاعران آورده شده است كه مرثيه‌اي در اين باب سروده‌اند. علي‌رضا قزوه در مقدمه كتاب مي‌نويسد: اين سالهاي آخر، شعرهايي از اينجا و آنجا از برخي مداحان آشنا و نام‌آشنا مي‌شوم كه به جاي آنكه دل را باراني كند، دل را به درد مي‌آورد. برخي نيز داعية خودنمايي دارند، حال آنكه اصل در كربلا گم شدن است و به اصل خويش رسيدن. همين انگيزه‌اي شد تا اين اشعار را در دفتري فراهم آورم و هديه‌اش كنم به مداحان دل‌سوخته به‌خصوص آنان كه به لحن عاشورا تكلم مي‌كنند و حنجره‌شان وقف امام حسين(ع) و ياران او است. مي‌توانستيم به جاي اين شعرها اشعاري انتخاب كنيم كه زرق و برق الفاظش امروزي‌تر باشد، اما فرمان از دل گرفتم و حكايت چنين شد كه مي‌بينيد. در اين دفتر ضعفهاي دستوري و زباني و به‌خصوص محتوايي كمتر به چشم مي‌آيد. حرير نور، شعري از محمدعلي مجاهدي را از متن مي‌خوانيم:
چون ديد به نوك ني‌سرش را خورشيد / بر خاك، تن مطهرش را خورشيد/
آرام، حرير نور خود را گسترد/ پوشاند برهنه پيكرش را خورشيد/

 

 

 

== رمان داستان یک انسان واقعی

رمان دو جلدی « داستان یک انسان واقعی » به قلم «پوریس پوله وی» نویسنده روس به تازگی در تهران تجديد چاپ شده است .

مجموعه دو جلدی رمان « داستان یک انسان واقعی » به قلم پوریس پوله وی با ویراست محمدرضا سرشار(رضا رهگذر) و طراحی هایی از مهنوش مشیری در 548 صفحه و بهای 3500 تومان به تازگی توسط نشر قدیانی وارد پیشخوان کتابفروشی ها شده است .

این رمان به اعتقاد بسیاری از منتقدین ادبی یکی از حماسی ترین آثار ادبیات شوروی محسوب می شود . داستان این کتاب درباره ماجراجویی های یک خلبان روس در جنگ جهانی دوم روبرو می شود.

هواپیمای این خلبان درمنطقه ای بیابانی و پربرف سقوط می کند و با وجود این که ازناحیه پا مجروح شده است فرسنگ ها راه را گرسنه و با تنی دردمند می پیماید تا به یک روستای خودی برسد . پس از عمل جراحی خلبان هر دو پای خود را از دست می دهد و بعد از این مرحله، عشق و شور و حرکت در رگهای طولانی داستان جاری می شود.

 

 

منتظر معرفی برخی کتب پیرامون محرم باشید

 

 

[+]  نوشته شده توسط بچه هاي كتاب در یکشنبه یکم بهمن 1385 در ساعت | |
سید مهدی شجاعی
سلام مجدد همراه با غذرخواهی از قصورات.

این بار می خواهیم به سید مهدی شجاعی بپردازیم :

سید مهدی شجاعی

کارشناسی رشته ادبیات دراماتیک

بيوگرافي:
سيد مهدي شجاعي در شهريورماه 1339 در تهران به دنيا آمد. در سال 1356 پس از اخذ ديپلم رياضي وارد دانشكده هنرهاي دراماتيك شد و در رشته ادبيات دراماتيك به تحصيل پرداخت. همزمان وارد دانشگاه حقوق دانشگاه تهران شد و پس از چند سال تحصيل در رشته علوم سياسي، پيش از اخذ مدرك كارشناسي، آن را رها كرد و به‌طور جدي كار نوشتن در قالبهاي مختلف ادبي را ادامه داد.
حوالي سالهاي 58 و 59 يعني حدود بيست سالگي اولين آثار او چه در مطبوعات و چه در قالب كتاب منتشر شد. او اگرچه رشته تحصيلي‌اش ادبيات نمايشي بوده و چند نمايشنامه هم به دست چاپ سپرده، اما بيشتر بر روي داستان‌نويسي متمركز شده و مجموعه‌هاي متعددي از داستانهاي كوتاه و بلند را به كاروان تاريخ ادبيات ايران، هديه كرده است.
از ديگر آثار هنري سيد مهدي شجاعي، قطعات ادبي اوست كه در قالب چند كتاب روانة بازار نشر شده است.
ادبيات كودك و نوجوان بخش ديگري از فعاليتهاي ادبي جدي و مستمر سيد مهدي شجاعي به شمار مي‌رود. او در اين زمينه تاكنون به تأليف و ترجمه بيش از صد كتاب مبادرت ورزيده است. سرپرستي دايرةالمعارف امام حسين(ع) از ديگر فعاليتهاي تحقيقي او به شمار مي‌رود كه تاكنون 10 مجلد آن منتشر شده است. او هم‌اكنون نگارش فيلمنامه سريالي شهيد چمران را به پايان برده و فيلمنامه سريالي حضرت يوسف(ع) را در 26 قسمت نوشته است.

سوابق فرهنگي:
حدود هشت سال مسئوليت صفحات فرهنگي و هنري روزنامه جمهوري اسلامي و سردبيري ماهنامه صحيفه را به عهده داشت. سالهاي متمادي نيز سردبيري مجله رشد جوان را به عهده داشت و همزمان در سمت مدير انتشارات برگ و انتشار حدود سيصد كتاب از نويسندگان و هنرمندان و محققان كشور همت گماشت. مسئوليت داوري چند دوره از جشنواره فيلم فجر و جشنواره تئاتر فجر و جشنواره فيلم كودك و نوجوان و جشنواره مطبوعات از فعاليتهاي هنري و فرهنگي او طي سالهاي 65 تا 75 به شمار مي‌رود.
سيد مهدي شجاعي ضمن عضويت در هيئت مديره كانون پرورش فكري، هم‌اكنون مدير مسئول انتشارات «نيستان» مي‌باشد.

......

آثار :

۱- کشتی پهلو گرفته( زندگی داستانی و غم انگیز حضرت زهرا ( س )

۲-از دیار حبیب ( داستان زندگی و شرح حال حبیب بن مظاهر در عاشورا )

۳-سانتاماریا ۱ ( مجموعه داستان کوتاه )

۴-سانتاماریا ۲ ( مجموعه نمایشنامه )

۵-دست دعا ، چشم امید ( دریافتی از مناجات خمس عشره )

۶-شکوای سبز۱ ( دریافتی از سه مناجات ندبه ، عرفه و شعبانیه )**کم یاب**

۷-شکوای سبز۲ ( دریافتی از دعای ابوحمزه ی ثمالی )

۸-مناجات

۹-پدر، عشق ، پسر ( داستان حضرت علی اکبر ( ع ) )

۱۰-امروز ، بشریت ( مجموعه داستان طنز )

۱۱-رزیتا خاتون ( طنزهای سیدمهدی شجاعی در نیستان )

۱۲-آیینه زار ( چند نمایشنامه )

۱۳-برمحمل بال ملائک ( مجموعه داستان جنگ )

۱۴-گزیده ی ادبیات معاصر ۵ - مجموعه داستان - سیدمهدی شجاعی

۱۵-متقین ( دریافتی از خطبه ی همام نهج البلاغه )

۱۶-خداکند تو بیایی ( مقالات ادبی )

۱۷-آفتاب در حجاب ( داستان حضرت زینب ( س )

۱۸-غیرقابل چاپ ( مجموعه داستان همراه با چند نقد و طنز )

...

کشتی پهلو گرفته نام کتابیست از سید مهدی شجاعی و منتشر شده از سوی انتشارات مدرسه که در مورد حضرت فاطمه ( س ) از تولد تا شهادتشان میباشد .شجاعی آن را از زبان پیامبر، حضرت خدیجه، حضرت علی، حضرت فاطمه، 4 فرزندشان و اسماء به صورتی بسیار زیبا روایت کرده.

از این کتاب تاکنون بیش از دویست هزار نسخه به فروش رفته است. یک متن ادبی و روحانی ؛ که در عین استناد به منابع درجه یک، از اتقان در روایتگری برخوردار است. خیلی‌ها معتقدند که "کشتی پهلو گرفته" شاهکار شجاعی است.

روضه‌های مکتوب شجاعی را با دل باید گریست.  

بخشی از آن را با هم می خوانیم :

مادر! وقتی تو را از پشت در بیرون کشیدند، من میخهای خونین را دیدم.

نگو گریه نکن مادر! باید مرد در این مصیبت، باید هزار بار جان داد و خاکستر شد.

ما سخت جانی کرده ایم که تا کنون زنده مانده ایم.

نگو  که روزی سخت تر از عاشورا نیست!

در عاشورا کودک شش ماهه به شهادت می رسد، اما تو کودک نیامده ات- محسن ات- به شهادت رسید.

من دیدم که خودت را در آغوش فضه انداختی و شنیدم که به او گفتی:

- مرا بگیر فضه که محسن ام را کشتند.

...

گفتنی است که وی به تازگی وارد فضای سایبر شده

http://smshojaee.persianblog.com 

مصاحبه ای هم از ایشان توسط آقای عابس قدسی مدیر محترم مجموعه کتاب آفتاب مشهد منتشر شده که دیدن آن خالی از لطف نیست

:از این به بعد " وقایع الاتفاقیه " ی بچه های کتاب در وبلاگ زیر نوشته می شود <<<

!خیلی دور...خیلی نزدیک

!یا حق

 

[+]  نوشته شده توسط بچه هاي كتاب در شنبه هجدهم آذر 1385 در ساعت | |
وقایع الاتفاقیه!

به نظرمان رسيد كه اگر ابتداي امر از چند و چون تشكيل بچه هاي كتاب بنويسيم ، هم براي خودمان بهتر است ، هم براي مخاطب . اينكه به ياد بياوريم ( ما ) ، و به ياد داشته باشيد ( شما )‌ كه براي ارائه ي آثار جبهه فرهنگي انقلاب ، در پشت جبهه چه دنگ و فنگ هايي است . يعني يك جورايي مي شود

وقايع الإتفاقيه ي بچه هاي كتاب ! ( روحي و ارواحنا لترابمقدمهُ الفِداء )

ولي اين طور هم عريضه مان از معرفي كتاب و نويسنده و...خالي مي شود .

پس :

1- انتشارات سوره مهر       http://www.iricap.com

شركت انتشارت و مطبوعات سوره مهر به‌عنوان متولی انتشارات و مطبوعات حوزه هنری و به‌عنوان محل بروز آثار تولیدی حوزه هنری عهده‌دار كلیه امور مربوط به برنامه‌ریزی، طراحی محتوا، تولید فنی، انتشار و توزیع كتاب و نشریات و سایر محصولات فرهنگی ـ هنری این حوزه می‌باشد.
علاوه بر این، سیاستگذاری و كنترل و هدایت فعالیتهای فرهنگی و هنری كشور به واسطه تولید آثار با كیفیت و تأثیرگذار همواره مورد توجه گردانندگان شركت بوده است.
شركت سوره مهر در حال حاضر با پشت سر گذاردن دوران تأسیس و تثبیت خود، دوران جدیدی را مبتنی بر تحول و توسعه فعالیتهای مطبوعاتی و انتشاراتی حوزه هنری آغاز نموده است.بقیه را در این قسمت بخوانید.

و اما :

 

در جستجوي حقيقت !( قسمت اول )

( 1 )

آقاي سيد علي علوي ملاقات !...آقاي سيد علي علوي ملاقات !

صدا چند بار توي بلندگوهاي حوزه ي علميه ي امام سجاد ( ع ) اصفهان پيچيد . دم درب ورودي ايستاده ام و آفتاب مستقيم مي زند توي چشمم و نمي توانم طلبه هايي را كه به من و آن لباس خاكي سربازيم كه تنم است چشم دوخته اند را ببينم .

سيد علي را توي راه روي بالا مي بينم كه با چهره اي خندان دارد مي آيد پايين . بي حال است . يا بي حال راه مي رود . اين را از صداي دم پايي اش كه روي زمين كشيده مي شود مي فهمم .

مي آيد . من انگار گم شده ام را پيدا كرده ام در آن ديار غربت !

( 2 )

شب بود . نشسته بودم توي حجره اش و با هم جر و بحث مي كرديم . سر مسائل كار فرهنگي .

از وضع كتاب كه توي شيراز افتضاح است . – البته توي كشور هم ! –

از اينكه مجتمع ثامن الائمه ي اصفهان معركه است و حالي به حولي ! از اينكه جو مذهبي اصفهان با هم هماهنگ است و از مجتمع باران شنيدم كه پارسال  - پارسال ِ سال ِ 84 – اصفهاني ها عقد اخوت مراكز مذهبي بسته اند . يعني همه با هم داداشي !!

نه يكي اين ور باشي و يكي آن ور باشي ! – وحدهُ وحدهُ وحدهُ وحده ! –

از اينكه آن جا فقط سه تا كتاب فروشي كارشان سال هاست كه توزيع و فروش آثار جبهه ي فرهنگي انقلاب است و ثامن الائمه كه سرآمدشان است . يعني خدائيش كتاب هايي را كه ما با ولع دنبالشان بوديم وقتي مي رفتيم آن تو 90 درصدش موجود بود . ما هم هربار كه مرخصي شهري اي به تورمان مي خورد يك راست چهار باغ خواجو ! اكثراً هم عصرهاي پنج شنبه . اول از روي پل خواجو مي رفتيم آن ور به سمت گلستان شهداء . بعد هم برمي گشتيم توي خيابان چهارباغ خواجو و با لباس سربازي توي كتاب فروشي و هرچه توي جيبمان داشتيم خالي مي كرديم و يارو هم مي ماند كه ما...سرباز...كتاب...غير اصفهاني...آن هم اين همه!...جل الاخالق !

گفتم گلستان شهداء . يادش بخير . از كوچه ي تنگي رد مي شديم و از كنار ميله هاي قبرستان دنباله اش را مي گرفتيم و يك راست مي رسيديم به گلزار شهداء...وبعد هم يك راست پيش حاج حسين خرازي . هميشه سر خاكش شلوغ بود .

« حاج حسين دارد مي خندد و پايين عكسش هم نوشته اند : (( لطفاً از روشن نمودن شمع و يا چسبانيدن هرگونه برچسب در اطراف و روي مزار شهيد حاج حسين خرازي خودداري فرماييد . ))

حاج حسين هم هنوز دارد لبخند مي زند . شايد به ما مي خندد . شايد هم به اين نوشته ي جديد زير عكسش . به هر حال حاج حسين هميشه دارد مي خندد . من هم خنده ام مي گيرد .

دلم هم ! »

 

[+]  نوشته شده توسط بچه هاي كتاب در سه شنبه سی ام آبان 1385 در ساعت | |
شروع
سلام.

چیزی که خیلی تابلوٍ موضوع وبلاگه....

میگن : بهترین کتاب ها را بخوانید وگرنه فرصت خواندن بهترین کتاب ها را پیدا نخواهید کرد...

وبلاگ بچه های کتاب تا وقتی که سایت اصلی راه بیفته بیشتر جنبه اطلاع رسانی ومعرفی کتاب و ... رو داره که خودش هم عرضه میکنه . بنابر این همراهی با این وبلاگ آگاهی از تازه های نشر در وادی فعالیت شرکت هست و همچنین همکاری شما در شناسایی و توزیع کتاب های متعهد موجب توفیق بیشتر شرکت بچه های کتاب در رسالت خودش میشه.....

پس شما هم با شبکه کتاب خوان ها همراه باشید.

[+]  نوشته شده توسط بچه هاي كتاب در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 در ساعت | |
اخبـــــار

» اعتراض طلاب و دانشجویان مشهدی به بنیانیان
» اسناد توقیف سوره منتشر شد
» دعوت براي انجام مناظره ميان سردبير سابق سوره و رييس حوزه هنري
» تجمع دانشجویان در برابر سازمان تبلیغات اسلامی
» وبلاگ اعتراض شاعران به توقیف ماهنامه سوره
» حمایت از سوره...
» سازمان تبليغات سوره را تعطيل كرد!
» جنگی که بود...جنگی که هست

آرشيو پيوندهاي روزانه

ویژه
خیلی دور...خیلی نزدیک !
آرشيو
هفته چهارم خرداد 1386
هفته اوّل بهمن 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
موضوعات
معرفی کتاب
نقد و بررسی
خاطرات